۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

ميرحسين موسوي چند شعار اصلي راهپيمايي 16 آذر امسال روز دانشجو را تعيين کرد:نترسيد نترسيد ما همه به هم هستيم،دروغ ممنوع

ميرحسين موسوي چند شعار اصلي راهپيمايي 16 آذر امسال روز دانشجو را تععن کرد:نترسيد نترسيد ما همه با هم هستيم،دروغ ممنوع.
چند شعار هم من اضافه مي کنم:ديکتاتور دروغگو 63 درصدت کو/خامنه اي قاتل گشته ولايت باطل/دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد/زنداني سياسي آزاد بايد گردد/ايراني مي ميرد ذلت نمي پذيرد/دانشجو مي رزمد سازش نمي پذيرد/اي ملت آزاده ايران شده ويرانه/ايراني بپا خيز ايران شده ويرانه/يارانه و گدايي چاره درد ما نيست

۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

جمعه سیاه ، جمعه مرگ و درد ،نشان از:مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است

 اشکی در گذرگاه تاریخ:
از همان روزي که دست حضرت قابيل گشت آلوده به خون حضرت هابيل
از همان روزي که فرزندان «آدم» زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد
آدميت مرد ! گرچه «آدم» زنده بود
از همان روزي که يوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزي که با شلاق و خون ديوار چين را ساختند
آدميت مرده بود
بعد دنيا هي پر ازآدم شد و اين آسياب گشت و گشت
قرن ها از مرگ «آدم» هم گذشت اي دريغ آدميت بر نگشت !
قرن ما روزگار مرگ انسانيت است
سينه دنيا ز خوبي ها تهي است
صحبت از آزادگي ٬ پاکي ٬ مروت ٬ ابلهي است !
صحبت از موسي و عيسي و محمد نابجاست قرن «موسي چومبه» هاست !
  من که از پژمردن يک شاخه گل
از نگاه ساکت يک کودک بيمار
از فغان يک قناري در قفس
از غم يک مرد در زنجير - حتي قاتلي بر دار
- اشک در چشمان بغضم در گلوست وندر اين ايام ٬ زهرم در پياله زهر مارم در سبوست
٬ مرگ او را از کجا باور کنم؟
صحبت از پژمردن يک برگ نيست
واي ! جنگل را بيابان مي کنند
دست خون آلودرا در پيش چشم خلق پنهان مي کنند !
هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا آنچه اين نامردمان با جان انسان مي کنند !
صحبت از پژمردن يک برگ نيست فرض کن :
مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست
فرض کن : يک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن : جنگل بيابان بود از روز نخست !
در کويري سوت و کور در ميان مردمي با اين نصيبت ها صبور صحبت از مرگ محبت ٬ مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
"فریدون مشیری"

۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

امشب تهران در حمايت از مهدي کروبي و شکستن حصر خانگي وي با نداي الله اکبر مي خروشد ،موعد 10 شب پشت بامهاي منازلمان

امشب تهران در حمايت از مهدي کروبي و شکستن حصر خانگي وي با نداي الله اکبر مي خروشد ،موعد 10 شب پشت بامهاي منازل
کمترين کاري که مي توانيم براي شيخ انجام دهيم.